ازدواج حضرت زهرا سلاماللهعلیها و امیرالمؤمنین علیهالسلام
سحـر روی پـلکِ تماشا نشسته سرِ شب به امـیـد فـردا نشـسته به امـیـد فـردا که دنـیـا بـبـیـنـد خدا پای وصل دو دریا نشـسته حـیـا زیـر چـادرنـمـازِ شرافـت شده قرص ماهی که بالا نشسته "ولی" رو به روی بهشت مجسّم سرِ چـشـمـهسـار تـولی نشـسته سپر میفروشد چه باکی ز دشمن به بازو اگر حرز زهرا نشسته سرسفرۀ عقد در وصف این دو هر آئـیـنـه آئـیـنـه از پـا نشسته پـی دیـدهبـوسیِ دخـتر، پـیـمـبر ســر راهِ اُمِّ ابــیــهــا نـشـســتـه کمی دیر شد بین سجـادۀ اشک گمانم که زهـرا به نجوا نشسته و یـا سـائـلـی بر سر راه بـانـو پی مـسـألـت با تـمـنّـا نـشـسـتـه در این شادی اما ز دوریِ مادر غمی در دلِ تنگِ زهرا نشسته |